نگاهی کوتاه به زندگانی و حیات تاریخی ام البنین و روشن ساختن نسبی ، برخی از ابهامات دوران حیات این شیر زن تاریخ اسلام ، از اهداف مهم این تحقیق خواهد بود .

ام البنین در قبیلة کلاب که افراد آن به لحاظ شجاعت و دلاوری در میان اقوام عرب ـ به خصوص عرب جاهلی ـ زبانزد و شهره بودند ، زاده شد و به عنوان یکی از همسران علی (ع) ، به ازدواج  ایشان درآمد و پس از شهادت همسر خویش تا پایان حیاتش با احدی ازدواج نکرده و تنها به سر برد . وی با اینکه در صحنه کربلا شرکت نداشت ، ولی با رضایت کامل چهار پسر رشید خود را به قربانگاه کربلا روانه ساخت و پس از پایان یافتن حادثه کربلا ، با سرودن مرثیات سوزناک خود در رثای فرزندان شهیدش ، به بیان گوشه ای از جنایات بنی امیه و مظلومیت اهل بیت برای اهل مدینه پرداخت.

نگارنده با استناد به منابع موجود، در این مقاله ، سعی در برجسته ساختن نقش او در تاریخ زندگانی خود دارد .

 

لغات کلیدی :

ام البنین ، قبیله کلاب ، کربلا ، همسران علی ( ع ) ، بنی امیه

مقدمه :

هنگام مطالعه تاریخ اسلام و حوادث مربوط به آن- بخصوص در باب شخصیت شناسی اسلامی -  با اسامی اشخاصی مواجه می شویم که در زمان حیات آنها و حتی چندین دهه و شاید سده پس از وفاتشان ، کمتر ذکری از آنها در نقل قول ها ، کتب و منابع راویان و نویسندگان آمده است .

در میان چنین شخصیتهایی ، می توان از ام البنین کلابیه نام برد. وی اگر چه در دسته بندی شخصیتهای اسلامی – مذهبی ، در ردیف زنان صدر اسلام به حساب آمده و از جمله بانوان شریفه، کریمه، مؤمنه و حتی در زمره ی « ریاحین الشریعه »* و همچنین از جمله زنان جلیله و مشهوره ی امیرالمؤمنین علی ( ع ) بحساب می آید .

مهم تر از اینها به لحاظ اصالت نسبی نیز اجداد و نیاکان وی ، از جمله افراد شجاع ، با اصالت و بسیار محترم بوده که دارای جایگاه و منزلت مهمی در میان دیگر افراد دوران جاهلیت و حتی بعد از آن به لحاظ سیاسی و نظامی بوده اند ؛ بگونه ای که برخی از افراد خاندان او ، از مشاهیر و چهره های بنام در روزگار خود بوده اند که معرفی یکایک آنها نیازمند بررسی و تحقیقی جداگانه است که زمان و درنگ بیشتری را در این زمینه می طلبد .

قبل از پرداختن به موضوعات اصلی این مقاله ، متأسفانه باید به این نکته اعتراف و به آن اذعان نمود که تاریخ ، مطالبِ اندکی ، در باب شناساندن کامل و آشکار ساختن شخصیت ممتاز او برای نسل امروز در خود دارد .

در این وجیزه کوتاه و مختصر در نظر است تا ضمن اشاراتی کوتاه به برخی از منابع مهم در زمینه این تحقیق و بررسی گذرایی از مطالب نوشته شده در این رابطه ، دورنمایی هم از زندگانی و حیات این بانوی شریفه را – تا آنجا که در توان این مقال می باشد – بیان نموده و سپس با پرداختن به جریان ادواری حیات وی تا حد امکان ، زوایای ابهام آمیز و تاریک هر مرحله را روشن نمود .

اطلاعاتی در باب منابع :      

  عمده مطالبی که در رابطه با شناخت چهره ای از تاریخ زندگانی ام البنین در منابع مختلف آمده است ، عمدتاً بر چند دسته و شامل متون و کتب تاریخی ، مذهبی ، انساب ، طبقات و کتب مقاتل می باشد که در اینجا اشاره ای کوتاه به میزان مطالب هر دسته از کتب مورد استفاده درباره این شخصیت خواهد شد .

همچنین در ابتدای این مبحث بایستی ، خاطر نشان کرد که پرداختن جداگانه به مطالب جزئی تر هر یک از کتب معرفی شده ، از حوصله این گفتار بیرون و ظرفیت و توان بالاتری ، در حدود مقاله ای جداگانه را می طلبد .

الف ) کتب تاریخی : در میان این دسته بندی های کلی ، منابع تاریخی قرون سوم و چهارم هجری حائز اهمیت تر و دارای جایگاه ویژه ای در میان کتب دیگر دوره های تاریخی می باشند . باید گفت : مطالب دیگر کتب در بیشتر موارد ، در واقع برداشت مستقیم یا غیر مستقیم از مطالب همین کتب تاریخی می باشد ( اگر چه مطالب تواریخ دیگر دوره ها ، همچون : الکامل ابن اثیر ، ناسخ التواریخ ، شرح نهج البلاغه و … نیز نباید نادیده گرفته شود ) ؛ با عین حال مطالب اکثر آنها با وجود غنا و محتوا ، اندک و مختصر می باشد .

در میان این دسته می توان ، به تواریخ معتبر و دست اولی همچون : تاریخ طبری ، یعقوبی ، اخبارالطوال ، الفتوح ، مروج الذهب و … ، و در میان کتب متأخرتر نیز می توان : به کتابهای تاریخی دیگری همچون : ساحل خونین یا ترجمه اللهوف ابن طاوس ، تاریخ کامل ، ناسخ التواریخ و … اشاره نمود .

ب ) طبقات ، انساب و اعلام : در این دسته بندی از همه شاخص تر ، کتاب ارزشمند ابن سعد کاتب تحت عنوان « طبقات الکبری » می باشد . وی در جلدسوم کتاب خود و در ادامة مطالب پرداختی خود که راجع به قیام امام حسین (ع) و شناسنامة شهدای کربلا می باشد ، از نسب  ام البنین سخن به میان آورده است .[i]

درمیان کتب اعلام و نسب شناسی نیز میتوان به عمده الطالب فی انساب آل ابیطالب و کتب تحقیقی دیگری همچون اعلام النساء و اعیان الشیعه اشاره کرد .

ج ) کتب مقاتل : مطالب اصلی این گونه منابع راجع به شخصیت ام البنین ، در ذیل اشارات نویسنده به اسامی شهدای کربلا و در کل شهدای آل ابیطالب می باشد که از میان کتب مقتل ، مطالب کتاب ابوحمزه اصفهانی ، تحت عنوان مقاتل الطالبین ، راجع به شخصیت ام البنین در مقایسه با کتب مقاتل دیگر ، نسبتاً بیشتر و مهمتر است .[ii] در کتاب مقتل نیز روایاتی از ائمه هدی ، در فضیلت و تکریم ام البنین و فرزند وی عباس ، آمده است .[iii]

د ) کتب مذهبی و روضات : مطالب درج شده در این کتب تا حد بسیار زیادی ، برگرفته از همان مطالب کتب قدیمه می باشد ؛ با این تفاوت که مطالب پرداختی در برخی از نوشته ها (بخصوص در کتب روضه و مصیبت ) تا حدی دیدگاه عاطفی تر و احساسی گونه به خود می گیرد و از جمله این کتب ، می توان به اللهوف ابن طاوس ( که در این تحقیق ، از ترجمه آن به نام ساحل خونین استفاده شده است ) ، بحارالانوار مجلسی ، منتهی الامال و نفس المهموم شیخ عباس قمی در دوره متأخرتر اشاره کرد .[iv]

غیر از کتبی که دردسته بندی بالا به آن اشاره شد ، از کتب دیگری نیز در فراهم آوردن این تحقیق استفاده شده که ذکر آنها چندان خالی از لطف نیست ؛ کتبی همچون : تنقیح المقال مامقانی ، خیرات الحسان اعتمادالسلطنه ، ریاحین الشریعه محلاتی ، حماسه حسینی شهید مطهری و … .

پس از بررسی و تحقیق مختصر در مورد مبحث فوق ، اینک به تشریح و تحلیل موضوع اصلی مقاله پرداخته می گردد .

شخصیتهای همنام تاریخی :

به هنگام بررسی شخصیتی و تحلیل دوران حیات ام البنین ، به اسامی مشابهی برخورد می نمائیم . در اینجا لازم است تا قبل از پرداختن به موضوع اصلی مقاله ، مرور مختصری بر اسامی همنام وی داشته باشیم تا در مطالعات تاریخی ، دچار خبط شخصیتی نشویم . مشهورترین زنانی که در تاریخ صدر اسلام بدین نام ( ام البنین ) مشهور بوده اند ، اینها هستند:

ام البنین : نام یا لقب یکی از کنیزان محترمه حضرت امام موسی کاظم (ع) بود که لقب مادر حضرت رضا (ع) نیز بوده است .[v]

ام البنین : یکی از زنان بنام و مشهور خاندان بنی امیه که دختر عبدالعزیز بن مروان و خواهر عمر بن عبدالعزیز ( خلیفه نیک نام اموی ) و همسر ولید بن عبدالملک ( یکی دیگر از خلفای قدرتمند اموی ) بوده است .[vi]

ام البنین : از جمله زنان مشهور تاریخ عرب و دختر عمرو یا ربیعه بن عمرو بن عامر و همسر مالک بن جعفر بن کلاب بوده است .[vii]

ام البنین : این زن نیز همسر عقیل بن ابیطالب ، برادر علی (ع) و مادر جعفر بن عقیل بوده است .[viii]

ام البنین : نام یکی دیگر از زنان تاریخ اسلام که به این نام مشهور بوده ، همسر عثمان ( خلیفه سوم ) بوده است . تاریخ نویسان نوشته اند که این زن ، دختر عیینه بن حصن فزاری بوده است .[ix]

برخلاف تمامی اسامی یا القابی که به نام ام البنین ذکر گردید ، مشهورتر از همه در تاریخ اسلام و بخصوص تاریخ تشیع ، همین شخصیت مورد بحث این مقاله ( یعنی فاطمه ام البنین کلابیه ) بوده است .

اصل و نسب ، اسامی و القاب :

در مورد اصل و نسب ام البنین ، تاریخ نویسان و عالمان علم انساب ، اندک اختلافی به لحاظ آرا و نظریات دارند .مورد اختلف آنها ، بیشتر از همه مربوط به نام دقیق پدر او و همچنین اسامی برخی از نیاکان وی بوده است . در بعضی از این منابع ، نام پدرش « حرام »[x] و در پاره ای دیگر « حزام » ذکر شده است .[xi] *

به لحاظ اصالت نسبی ، تاریخ نویسان و عالمان علم انساب شجره نامه خاندان وی را با اختلاف چنین نگاشته اند : حزام ( حرام یا حزام ) بن خالد بن جعفر بن ربیعه بن عامر معروف به وحید بن کلاب بن عامر بن صعصعه بن معویه بن بکر بن هوازن الکلابی . (۱۲)

ام البنین از هم قبیله های شمر بن ذی الجوشن و خاندان او بشمار می آمد و به خاطر انتساب این دو با یکدیگر بود که در صحنه کربلا ، شمر *برای نجات جان فرزندان ام البنین که به تعبیر خود او ، از خواهرزادگان او بودند ، (۱۳) از جانب عبیدالله بن زیاد امان نامه گرفته بود ؛ ولی این کار شمر با بی تفاوتی از سوی فرزندان ام البنین ـ بخصوص عباس (ع) ـ مواجه گردید .(۱۴)

برخی از تواریخ نام مادر او را « ثمامه » (۱۵) و بعضی دیگر « لیلی » نوشته اند (۱۶) . جده مادری او نیز « عمره » ـ دختر طفیل بن مالک ـ بوده است (۱۷) .

درباره این نکته که نام اصلی وی در ابتدا چه بوده و این که آیا نام او از زمان تولد ام البنین بوده ، یا این اسم کنیه وی بوده که بعدها به وی داده شده است ، در منابع کهن مطالعه شده خبری در این رابطه موجود نمی باشد . برخی از منابع نام اصلی وی را « فاطمه » (۱۸) و در منبع دیگری « وایسی » (۱۹) و کنیه اش را ام البنین نگاشته اند . البته اسامی دیگری که در تاریخ ذکر شده را جزء القاب این بانو محسوب داشته اند . در عین حال شهید مطهری نام اصلی او را از اوان تولد ، ام البنین نوشته و به گفته خود او ، در منبعی مطالعه نموده که ام البنین نام اصلی او بوده است که از ابتدای تولد ، بواسطه همنام بودن با یکی از جده های خودش ، به او داده بوده اند . در ادامه همین مطالب مطهری معتقد است که ایشان با بدنیا آوردن چهار پسر رشید ، به معنای واقعی ام البنین گردید (۲۰) .

از معنای یکی از مرثیاتی که بدو نسبت داده شده است ، برمی آید که ام البنین یکی از کنیه های وی بوده است که به خاطر داشتن فرزندان پسر، از طرف زنان مدینه به او داده شده بوده است ؛ چرا که وی پس از شهادت پسرانش در حادثه کربلا در قالب این مرثیه ، از زنان مدینه می خواهد که از این به بعد وی را ام البنین خطاب نکنند [ ر . ک به آینده ] .

گرچه در معنای لفظی ، ام البنین یعنی مادر پسران ؛ اما در لغت عرب این نام کنایه از زمینی است که گل آدم (ع) از آن سرشته شد . همچنین بیرقی را گویند که دستجات عساکر در پیش صفوف خود در هنگام حرکت دارند . « عبدالرئوف المناوی » در کتاب کوچک خود بنام «عماد البلاغه » ، این دو معنی را ذکر کرده است . به عنوان مثال در بیت زیر ، ام البنین به معنی بیرق به کار رفته است :

بأم البنین مرجعهم إلیها                            و ما ولدت و ما حملت جنیناً (۲۱)

در تاریخ یکی دیگر از القاب وی « ام العباس » ذکر شده است (۲۲) و بخاطر این بوده که نام مهترین پسر او ، عباس (ع) بوده است .

ام البنین از ولادت تا ازدواج:

در هیچ یک از منابع ، درباره زمان دقیق ولادت ام البنین خبری نیامده است . بنابراین فقدان آن، محقق را بر آن می دارد تا جهت مشخص نمودن حداقل زمان تقریبی ولادت وی ، به مطالعات و تحقیقات جدی تری ، جهت رفع این ابهام دست یازد . از آنجا که در منابع دست اول و نزدیک تر به زمان مورد بحث و حتی منابع مورد اعتماد دیگر ، خبری در رابطه با سال ولادت این بانو نیامده است ، به همین دلیل اظهار قول تقریبی نیز درباره آن مشکل است . علل و دلایل آن نیز به چندین صورت متصور است :

اگر در منابع اسلامی دقت نظر عمیق تری داشته باشیم ، نامشخص بودن تاریخ دقیق ولادت ها، تنها متوجه شخص ام البنین نبوده و نیست ؛ چرا که تاریخ و زمان صحیح مناسبتها ـ حتی در مورد بزرگان و معاریف اسلام ، همچون پیامبر اکرم (ص) ـ نیز در آن منابع مورد تردید و اختلاف نظر می باشد . وانگهی این ابهام در مورد شخصیتها ، قضیه ای کلی در تاریخ اسلام متصور بوده است .

۲ ـ از آنجا که ام البنین و حتی خاندان او تا قبل از زمان ازدواج با علی (ع) ، به لحاظ فضایل اسلامی و خدمات مذهبی ، چندان معروف و شهره نبوده اند ؛ بنابراین دوران قبل از ازدواج وی و تاریخ و محل تولد ام البنین در متون تاریخی و اسلامی چندان بها داده نشده است .

۳ ـ در سالیانی که ازدواج ام البنین با علی (ع) شکل می گرفت ، دوران انزوای سیاسی ـ اجتماعی ایشان از جامعه اسلامی و شهر مدینه ، به حساب می آمده است و به همین لحاظ ایشان به عنوان شخصیت مبرز سیاسی ـ اجتماعی و مهره ای مهم و حکومتی در شهر مدینه به حساب نمی آمد و از آنجا که اخبار اکثر منابع و همچنین نقل قولهای راویان آن زمان ، بیشتر از همه معطوف به حوادث مهم نظامی ، سیاسی و حکومتی جامعه اسلامی و بررسی عملکرد شخصیتهای مهم لشکری و حکومتی بود ، بالتبع قضیه بررسی اخبار زنان علی (ع) در تیررس نوشته ها و گقته های ناقلان و کاتبان واقع نشده است .

از میان تمامی منابع دست اول و تحقیقی مطالعه شده توسط نویسنده این مقاله ، تنها در کتاب « ام البنین سیده النساء العرب » ، تاریخ ولادت او به روایت از مهدی سویج ـ آن هم بطور تقریبی ـ در سال پنجم هجرت نگاشته شده است (۲۳) .

به نظر نویسنده و آن گونه که از قضیه ازدواج ، وفات ، سوگواری و دیگر قضایا و حوادث پیش آمده برای ام البنین بر می آید : زمان ولادت این بانو در سالهای آخرین دهه اول هجرت، مصادف با سالهای هشتم تا یازدهم هجری اتفاق افتاده باشد . به گمان دیگر زمان تولد وی در سالهای آخر قبل از هجرت و اوایل هجرت به وقوع پیوسته است . متأسفانه از موطن و زادگاه وی نیز خبری در منابع تاریخی موجود نیست .

در رابطه با این موضوع که ام البنین به هنگام ازدواج با علی (ع) ، دوشیزه بوده یا بیوه زن ، منابع اظهار نظر صریح و قاطع ننموده اند و تنها از تأمل در نوشته های برخی از کتب ، مانند این جمله که ازدواج وی با علی (ع) توسط پدر ام البنین صادر شده است (۲۴) ، می توان متصور شد که ایشان به هنگام ازدواج با امیرالمؤمنین ، دوشیزه بوده اند . همچنین از ازدواج دیگر وی قبل و بعد از ازدواج با علی (ع) ، خبری در منابع ذکر نشده است .

مطهری نیز در کتاب خود ، با جمله « دختری که برای امیرالمؤمنین خواستگاری کردند » (۲۵)، دوشیزگی وی را تأیید کرده است .

ازدواج با علی (ع) :

تمامی منابع معتبر و کهن و روایات متقن ، همراه با دلایل مستند ، بر این خبر اجماع داشته اند که حضرت علی (ع) تا زمان وفات فاطمه (س) ، همسر دیگری اختیار نکرده اند (۲۶) . در عین حال در مورد این قضیه که آیا ام البنین ، پس از درگذشت فاطمه (س) اولین زنی است که به ازدواج علی (ع) درآمده است یا خیر ؟! میان راویان و ناقلان اخبار ، اختلاف رأی وجود دارد . برخی معتقد به این روایت هستند که علی (ع) پس از درگذشت زهرا (س) ، دختر خواهر ایشان ( زینب ) به نام امامه ـ که نوه دختری پیامبر به حساب آمده ـ و پدرش ابی العاص بن ربیع بود ، به عقد ازدواج خویش درآورد و ازدواج علی (ع) با ام البنین ، بعد از ازدواجشان با امامه بوده است .(۲۷)

بنا به اظهار همین منابع ، این اقدام امیرالمؤمنین (ع) در پی وصیت و پیشنهاد حضرت زهرا (س) در آخرین لحظات عمرشان صورت گرفته است . این منابع دلیل این وصیت از سوی فاطمه (س) را شبیه دانستن رفتار و اخلاق امامه به خودشان دانسته و معتقدند که هدف زهرا (س) از این پیشنهاد ، سرپرستی کردن و محبت نمودن امامه به فرزندان خردسال و یتیمشان و دلسوزی به حال یتیمان بوده است . همین منابع دلیل دیگر ازدواج علی (ع) با امامه را ادامه وصیت زهرا (س) با علی (ع) ، مبنی بر ناگزیر بودن مردان به داشتن همسر دانسته اند (۲۸) .

 بر خلاف این رأی ، روایت دیگری که اسناد مکتوب آن نیز کم نیست ، بر این عقیده پافشاری دارد که علی (ع) مدتی پس از شهادت زهرا (س) و تنها شدن ، موضوع ازدواج نمودن با زن یکی از قبایل شجاع ، نیرومند و مشهور در دلاوری را با برادر بزرگتر و نسب شناس خود ـ عقیل ـ در میان می گذارد (۲۹) .

زمان و سال این ازدواج نیز جزء مجهولات و ابهامات تاریخ است .ابن اعثم در بیان داستان امان نامه عبید ا… بن محل عامری در واقعه کربلا ، زمان ازدواج علی با ام البنین را مصادف با زمان آمدن علی (ع)به کوفه دانسته است که این خبر اصلاَ صحت ندارد .علاوه بر این ابن اعثم تعداد پسران ام البنین را به اشتباه سه تن (عباس ، جعفر وعبدا… ) دانسته است که این خبر برخلاف اقوال اکثر نویسند گان دیگر که تعداد آنها را چهار تن دانسته اند ، می باشد .

در یکی از منابع آمده است که ام البنین از علی (ع) درخواست می کرده است که او را به نام فاطمه صدا نزند ؛ زیرا پس از ذکر شدن نام فاطمه در خانه علی (ع) ، چهار فرزند خردسال فاطمه زهرا(س) به یاد مادر شهیده خود افتاده و خاطرات تلخ و زجرآور گذشته در ذهنشان تداعی شده و رنج بی مادری آزارشان می داده است .

اگر صحت این خبر را قبول کنیم ، باید گفت که ازدواج علی با ام البنین بعد از وفات حضرت زهرا و در حالی اتفاق افتاده که فرزندان علی (ع) خردسال بوده اند و در صورت تأیید این فرضیه ، احتمال ولادت آن حضرت در سالیان اواخر دهه اول هجری نیز از اعتبار می افتد ؛ زیرا با پذیرش این شرایط ، می توان گفت که ام البنین در سنی نبوده که قادر به سرپرستی ولاد فاطمه (س) بوده باشد ؛ مگر این که در پذیرش خبر درخواست ام البنین از علی (ع) ـ صدا نزدن وی با نام فاطمه ـ تردید حاصل کرده و آن را نپذیریم .

یکی از نویسندگان معاصر ـ حسینی شیرازی ـ ، خبر ازدواج علی (ع) با ام البنین در نیمه اول دهه سوم هجری (ح سال ۲۴ ه ) را درست تر دانسته است . (۳۳) در صورت تأیید این خبر ، می توان حدس زد که ازدواج ام البنین با علی (ع) ، بلافاصله پس از وفات فاطمه (س) صورت نگرفته است .

به نظر نویسنده این وجیزه ، دلیل حدس و گمان این نویسنده ( حسینی شیرازی ) می بایستی ، با موضوع سن و سال ارشدترین فرزند ام البنین ـ حضرت عباس (ع) ـ مرتبط بوده باشد . طرح چنین تاریخی از طرف وی ، با توجه به محاسبه سن ابوالفضل العباس (ع) به هنگام شهادت ( که ۳۴ سال نوشته اند ) ، بدست آمده است .

بررسی دلایل این تزویج :

جدای از بررسی موضوع ازدواج ام البنین و سال وقوع آن ، درباره دلیل این ازدواج ، منابع داستان و رویدادی را ذکر کرده اند . آنها در این واقعه ، ضمن اشاره و بررسی آن ، دلیل ازدواج علی (ع) با ام البنین را درخواست حضرت از برادر بزرگترش عقیل ، مبنی بر گزینش دختری از خاندان معروف و شجاع که از تبار دلاوران مشهور عرب بوده باشد ، دانسته اند . (۳۴) بیشتر نویسندگان این خبر در تلاش هستند تا به نوعی ازدواج علی (ع) با ام البنین را به خاطر به دنیا آوردن پسرانی درشت اندام ، شجاع و دلاور ـ همچون حضرت عباس (ع) و برادران مجاهد دیگر او ـ برای یاری دادن امام حسین (ع) در صحنه کربلا ارتباط دهند . (۳۵)

این قضیه بیشتر از همه در منابع شیعه منقول و مکتوب است و منابع سنت تا حدود زیادی به این قضیه و ماجرا نپرداخته اند . اصل ماجرا بنا به اظهار منابعی که به مطرح کردن این موضوع پرداخته اند ، از این قرار است که : علی (ع) به برادر کهتر و نسب شناس خود ـ عقیل ـ فرمودند : از آنجا که شما به علم انساب آشنایی داشته و از احوال خاندان و قبایل عرب آگاه هستی ! به همین سبب از تو می خواهم که از میان قبایل عرب ، زنی را برای من انتخاب و معرفی کنی که خاندان و نیاکان وی در میان عرب ، به شجاعت ، ورزیدگی و دلاوری در میان عرب شهره باشند ؛ زیرا می خواهم ، از بطن وی نسلی برای من متولد گردد که شجاع ، قوی اندام و از شجاعان عرب باشد .

 عقیل در پاسخ این درخواست برادرش ، با علم به انساب و احوال قبائل عرب ، عرض کرد که پیشنهاد من این است که با ام البنین کلابیه ازدواج کنی ؛ زیرا او دختری نیکو اندام و بلند بالا بوده و به لحاظ شجاعت و دلاوری ، هیچ خاندانی در عرب معروف تر از پدران و نیاکان او نبوده است . (۳۶)

عقیده و نظر عقیل در مورد شهره بودن خاندان ام البنین به شجاعت و دلاوری ، درست و بجا بوده است . (۳۷) زیرا قبیله بنی کلاب در میان اعراب آن زمان و دوره جاهلیت ، به لحاظ شجاعت و دلاوری در میان قوم عرب زبانزد بوده اند . تاریخ گواه است که پدران و دائیهای ام البنین ، از دلیران و قهرمانان نظامی عرب در قبل از اسلام بوده و در کتابها ، داستانهایی در مورد آنها نقل می کنند که دال بر دلیری و بیان شجاعت آنها بوده است . ایشان در عین شجاعت و دلیری ، بزرگ و پیشوای قوم خود نیز بوده اند ؛ به طوری که تواریخ نوشته اند که حتی پادشاهان آن عصر ، در برابر آنها سر تسلیم و اطاعت فرود می آورده اند . (۳۸) تا آنجا که در ستایش از همین قهرمانی ها و شجاعتشان ، شاعری به نام « لبید » که در دربار نعمان بن منذر ـ پادشاه آل لخم ـ بسر می برده ، چنین سروده است :‌

« نحن بنی ام البنین الاربعه                الضاربون الهام تحت الخیضعه

و المطعمون الجفنه المدعدعه                 و نحن خیر عامر بن صعصعه …» . (۳۹)

پس از سرودن این اشعار در مدحت این خاندان ، کسی منکر این سخنان لبید نشده و حتی او را به خاطر سرودن این مدحتها سرزنش ننمود . بعلاوه تاریخ نویسان و نسب شناسان ، از فرد شجاع دیگری که جزء این خاندان بوده است ، یاد کرده اند . این شخص « ابو براء کلابی » معروف به « ملاعب الأسنه » ، یعنی هم بازی نیزه ها بوده است که این لقب ، به دلیل مهارت و استادی وی ، در جنگ بوسیله نیزه ، به او داده شده بود و در ادامه ، همین منابع نوشته اند که به لحاظ این مهارت ، کسی هم پایه او در میان اعراب آن زمان نبوده است . (۴۰) از میان اشخاص مشهور و دلاور دیگر این قبیله می توان ، به نامهای « عامر بن مالک » ، « عامربن طفیل»، « عروه الرحال » ، «طفیل » و … اشاره کرد . (۴۱)

بنابراین به خاطر چنین سوابق درخشان خاندان ام البنین بود که حضرت علی (ع) ، این پیشنهاد و انتخاب برادر را پسندید و برادرش عقیل را جهت خواستگاری نزد پدر ام البنین فرستاد و پدر او نیز راضی به این وصلت گردید .

بیشتر نویسندگان شیعی ـ بخصوص نویسندگان شیعی قرون اخیر ـ علت ازدواج علی (ع) با ام البنین را زادن و به دنیا آوردن پسرانی نیرومند ، شجاع و دلاور ، جهت یاری دادن امام حسین (ع) در قیام کربلا به سال ۶۱ هجری ذکر کرده اند . (۴۳)

بانوی وفادار :

ام البنین پس از ورود به خانه علی (ع) ، نسبت به فرزندان حضرت زهرا ـ بخصوص زینب و ام کلثوم ـ چونان مادری مهربان و خوش رفتار بود (۴۴) ؛ از آنان دلجویی نموده و ضمن برآوردن خواسته های فرزندان زهرا ، می کوشید تا با رفتار و برخورد محترمانه خود ، اولاد زهرا به نوعی جای مادر مرحومه خویش را کمتر احساس نمایند . (۴۵)

از طرف دیگر نیز ام البنین ارادت و احترام خاصی نسبت به مقام امامت و ولایت همسر خـود ـ امیرالمؤمنین علی (ع) ـ نشان می داد و یکی از دلجویی کنندگان مولا در دوران عذاب آور خانه نشینی ایشان و از زمره همدلان و همرازان امام محسوب می گردید . ایشان همچنین پس از شهادت شوهر ارجمند خویش ، نسبت به فرزندان علی (ع) و مقام ارجمند آنها ، عنایت ویژه ای نشان می داد و همواره فرزندان خویش را از جمله فدائیان راه امامت و جانبازان راه فرزندان زهرا می دانست و آنها را مدام به پیروی از راه آنان و رعایت احترامشان توصیه و سفارش می فرمود . علاوه بر دیدگاه و عملکرد ام البنین در حق پسران فاطمه (س) ، ایشان احترام و علاقه مادرانه و دلسوزانه ای نیز نسبت به یتیمه های زهرا (حضرت زینب (س) و ام کلثوم ) نشان می داد و به دلیل همین رفتارها و عملکردهای محترمانه ، حتی تا دوران وفاتش، از جانب حضرت زینب مورد احترام و اکرام ویژه ای قرار داشت ، بطوری که حتی منابع نوشته اند که حضرت زینب تا آخر عمر پر برکت ام البنین ، پیوسته به ملاقات این بانوی بزرگوار می رفت و عنایت خاص مادرانه به وی داشت (۴۶) .

ام البنین همچنین از جمله همسران مهربان و بانوان عفیفه ، شریفه و صالحه علی (ع) بشمار می رفت . ایشان در دوران بیست و پنج ساله گوشه نشینی مولا ، چونان غمخواری در کنار او آلام و دردهای دلش را تسکین می داد . وی کوشش فراوانی می نمود تا منتهای خدمتکاری و کرنش توأم با احترام را در حق سرور و امام خود که شوهر وی نیز بود ، رعایت نماید . وی پیش از آنکه به چشم همسر و شوهر به علی (ع) نگاه کند ، با نظر محترمانه امام و پیشوا به او نگریسته و برای ایشان احترام و منزلت ویژه ای قائل می شد . به دنیا آمدن شیر بچگانی همچون عباس از بطن مطهره ام البنین ، امیرالمؤمنین را آسوده خاطر و او را مسرور و خرسند می ساخت .

بنابراین آنچه که از منابع  درک و برداشت می شود ، اینست که ام البنین در طول حیات گرانبهای خود ، هرگز نسبت به انتسابات قبیله ای و تفاخر مطرود نسبی خود ، هیچ اقدام ناشایستی علیه شوهرش علی(ع)  و فرزندان او روا نداشت و هیچ گاه آنان را به خاطر تعلق داشتن به خاندان شجاع و دلاور ، از خود رنجیده خاطر نساخت .

ام البنین به سال ۲۶ هـ پسر بزرگ خویش – عباس(ع) – را در خانه علی و در شهر مدینه به دنیا آورد (۴۷) . سه فزرند دیگر او نیز به احتمال زیاد در همان شهر مدینه متولد گردیدند .

  نویسنده ای معاصر ـ حسینی شیرازی ـ در رابطه با مقیم بودن یا نبودن ام البنین در شهر کوفه در زمان به شهادت رسیدن همسر خویش ، اظهار بی اطلاعی کرده ، ولی عدم درج اخباری از ام البنین در این زمان در شهر کوفه را دلیل فقدان وی در شهر کوفه و در دوره خلافت علی(ع) به حساب آورده است (۴۸) .

آن گونه که از متن نگاشته شده منابع بر می اید، به نظر می رسد که فرزندان ام البنین ، همین چهار فرزند پسر بوده  و نام اولاد دختری از وی در منابع ذکر نشده است (۴۹) . خود ام البنین دلیل مکنی شدن خود به این کنیه را داشتن همین چهار فرزند پسر دانسته است (۵۰) .

ام البنین و ماجرای عاشورای حسینی :

در میان اسامی اسرای کربلا ، نامی از فاطمه ام البنبن به میان نیامده است. دلیل آن چیست ؟

کمتر منابعی سرا‎‎‎‎‎‎‎غ داریم که به ذکر این موضوع پرداخته و برای آن دلیل قانع کننده ای ذکر ننموده اند . تنها تعداد معدودی از کتب تحقیقی معاصران در این زمینه مطالب اندکی نگاشته اند (۵۱) .

یکی از این منابع در اینباره به علتی از آن اشاره دارد . نویسنده آن دلیل عدم حضور ام البنین در کربلا را به ظن و گمان خویش ، بیماری سخت آن بانو در هنگام سفر امام حسین (ع) به جانب کربلا دانسته است (۵۲) . اگرچه این دلیل می تواند ، یکی از دلایل متصور شده جهت عدم حضور وی در صحنه کربلا محسوب شود ؛ ولی با دقت و تأمل بیشتر در آن به دلایل دیگری نیز می توان دست یافت که نبایستی از نظر دور بماند . این دلایل بزعم نویسنده می تواند چنین مواردی بوده باشد :

الف : پیری و کهولت سن آن بانو در زمانی که امام حسین (ع) در اواخر سال ۶۰ هجری به مقصد کوفه حرکت می کرد و در نتیجه مشکل بودن چنین سفر طولانی و نافرجام بـــــرای ام البنین .

ب : از آنجا که حضرت ابوالفضل العباس در موقع حرکت به همراه حسین ابن علی (ع) ، دارای همسر و یک فرزند به نام عبیدا… بود (۵۳) و زن و تنها فرزند او در مدینه مانده بودند , بنابراین ام البنین ترجیح داد که در این سفر شرکت نکرده و در عوض از فرزند و عروس خود سرپرستی و حمایت نماید (۵۴) .

ج : از آنجا که ام البنین چهار فرزند خود را همراه امام حسین به کربلا اعزام می نمود ، از این که خود به همراه کاروان نرفته باشد ، در آینده تاریخ هیچ ملامت و نکوهشی را متوجه این عملکرد وی نمی کرد و همین اندازه ایثار سند افتخار ارزشمندی برای این بانوی ایثار گر بوده است .

با این که ام البنین به همراه کاروان عاشورا به کربلا نرفته بود ؛ اما در عین حال یکی از منتظران نتیجه و عاقبت این سفر ، در میان اهالی مدینه به شمار می رفت . وی لحظه به لحظه جویای احوال و کیفیت سفر و حوادث آنان توسط پیکها و سفیرانی که به مدینه می آمدند ، می شد و دلشوره عجیبی نیز به خاطر انتظار و نگرانی ، متوجه حالات این پیر زن یوده است .

مادر مرثیه خوان( نگاهی به حوادث حیات وی پس از عاشورا تا وفات ) :

از آنجا که ام البنین به طور مرتب از اوضاع کربلا ، توسط سفیرانی که به مدینه آمده بودند ، آگاه می گشت ؛ بنابر این به نظر می رسد که وی بایست ، بر اخبار و احوال و حوادثی که برای کاروان عاشورا و بخصوص فرزندان خودش اتفاق افتاده بود ، پیش از ورود بشیر بن جذلم به مدینه اطلاع و آگاهی یافته باشد .

در اقوال و نوشته های نویسندگان شیعی از خانه و منزل ام البنین در شهر مدینه ، به عنوان محلی برای برپا شدن اولین عزاداری به مناسبت یادبود حماسه سازان عاشورا یاد شده و اضافه شده است که بازماندگان قیام  عاشورا و در رأس آنها زین العابدین و حضرت زینب پس از ورود به شهر مدینه ، نخستین بار مجلس عزای امام حسین (ع) و شهیدان کربلا را در منزل ام البنین بر پا نمودند (۵۵) .

در تواریخ از ام البنین و عملکرد او پس از قایم عاشورا کمتر سخنی به میان آمده است (۵۶) . پس از قیام عاشورا و شهادت فرزندانش ، بیشتر به عنوان مادری داغدیده و مرثیه خوان در سوگ پسران خویش در مدینه و در قبرستان بقیع از او نام برده شده که حتی در لحظه وفات نیز گریان بوده است (۵۷) .

در تاریخ روایت می شود که ام البنین در زمان مروان ـ حاکم وقت مدینه به عنوان نوه اش ـ عبیدا… (تنها باز مانده از نسل پسر ارشدش ـ عباس ـ ) (۵۸) در سالهای پس از قیام عاشورا، با تشکیل دادن صورت قبر برای فرزندان شهیدش در قبرستان بقیع ، هر روزه بر سر این صورت قبرها  حاضر می گردید و برای فرزندان خود مرثیه های سوزناکی می سرود و گریه های بسیاری می نمود که حتی مروان ابن حکم ـ حاکم وقت مدینه ـ را نیز به گریه می انداخت (۵۹) . برخی از این مرثیه ها در کتاب های تاریخی نگاشته شده است (۶۰) .

ام البنین پس از واقعه کربلا ، در شهر مدینه به حیات خویش ادامه داده و ظاهراُ نیز عمر او بشتر از چند سال پس از قیام عاشورا دوام نداشته و به مرگ طبیعی بدرود حیات گفته است و در هنگام وفات نیز در شهر مدینه بسر می برده است (۶۱) ، ( تاریخ دقیق وفات او نیز از جمله مجهولات دیگر زندگی این بانو می باشد ) . علیرغم تمامی کوششهایی که مهدی سویج در مورد تاریخ وفات ام البنین به عمل آورده است (۶۲) ، ولی باز هم این قضیه بصورت حقیقی و صد در صد روشن نشده است .

مطابق گفته ها و نقل قول های همین نویسنده (مهدی سویج) در هیچ یک از منابع جستجو شده توسط وی ، خبری دال بر روشن شدن این قضیه برای وی مکشوف و علیرغم سؤالاتی نیز که خود وی از افراد صاحب رأی و اهل فن نموده ، به جوابی قانع کننده در این زمینه دست نیافته بوده است (۶۳) تا اینکه بگفتة خود وی در کتاب کنز المطالب ـ اثر قره باغی همدانی ـ خبری مشاهده نموده که ضمن اشاره به وفات ام البنین پس از حادثه کربلا ، مدفن وی را قبرستان بقیع دانسته است (۶۴) ؛ ولی با عین حال سال وفات او را ننگاشته است .

در مورد وفات وی در کتاب اختیارات و به روایت از اعمش آمده است که در روز جمعه سیزدهم جمادی الثانی (متأسفانه در اینجا نیز سال وقوع آن نگاشته نشده است ) : بر امام چهارم وارد شدم ؛ هنوز در محفل وی ننشسته بودم که ناگهان فضل بن عباس در حالی که گریان و ناراحت و ناراحت بود ، وارد مجلس شده و خبر وفات جده اش ـ ام البنین ـ را به او  می دهد و در همان حال نیز از روزگار فریبکار و غدّار شکایت می کرد که در یــــــک ماه ـ منظور ماه جمادی الثانی است – دو مرتبه خاندان کسا را دچار مصیبت کرده است ( منظور از دو مرتبه پیش آمدن مصیبت ، یکی وفات حضرت فاطمه زهرا(س) و دیگری وفات ام البنین در این ماه بوده است ) (۶۵) .

در جای دیگری از کتاب عبدالامیر و به نقل از خبری که این نویسنده در حاشیه کتاب« وقایع الشهور و الایام » تألیف بیرجندی مشاهده کرده ، وفات ام البنین را سیزدهم جمادی الثانی سال ۶۴ هجری ذکر کرده است (۶۶) . به عقیده شیرازی علت عدم درج تاریخ وفات ام البنین ، شاید افتضاحات بنی امیه پس از قتل امام حسین (ع) بوده باشد (۶۷) .

ام البنین و نگرش وی به جایگاه امامت م مقام اهل بیت :

همان گونه که قبل از این گفته شد ، (ر.ک به گقتار بانوی وفادار) دیدگاه ام البنین نسبت به مقام شوهر و فرزندان علی (ع) ـ که در نظر این زن اولاد خود وی به حساب می آمدند ـ از روی تکریم و تجلیل از مقام آنان بوده است.نگرش وی به آنان محترمانه بوده و آنان در نظر وی دارای مقام رفیع و منزلتی بلند بودند . این نکته را حتی می توان ، از طرز برخورد و ارادات فرزند وی – عباس(ع) – در میدان کربلا نسبت به امام حسین و ایثار جان خود در راه و هدف برادر نیز درک نمود .

ام البنین و فرزندانش جدای از اینکه ، علی و فرزندان ناتنی خود به حساب می آوردند ، با الفاظ محترمانه ای همچون ؛ آقا ، امام و سرور ، از شخصیت شامخ آنان تجلیل و تکریم نموده و هرگز کمترین بی حرمتی و بی جسارتی نسبت به مقام و منزلت والای آنان در زندگی پر برکتشان ننموده اند . به طوری که خود ام البنین در هنگام سفر کاروان عاشورا به جانب کوفه ، با طیب خاطر و اراده تام و با علم به پر مخاطره بودن این سفر و حتی از دست دادن فرزندان خود ، آنها را بدرقه نموده و حتی از آنان به عنوان فدائیان پسر فاطمه یاد کرده و کوچکترین تردیدی نسبت به ممانعت آنان از این سفر ننموده و در بذل و بخشش تمامی هستی خویش در راه ولایت و امامت خود ، کوچکترین کوتاهی و قصوری نشان نداده است تا آنجا که به روایت راویان ، ایشان پس از ورود بشیر بن جذلم به مدینه ، آن قدر که از شهادت امام حسین(ع) ناراحت و اندوهگین گردید ، نسبت به شهادت جگرگوشه هایش از خود واکنشی نشان نداد (۶۸) . دلیل این صبر و پایداری ام البنین را در ایمان و معرفت وی نسبت به مفام امامت و ولایت دانسته اند و به همین دلیل بوده که مرگ چهار جوان رشید خود را آسان و سهل به حساب آورده و خم به ابرو نیاورده است .

 

مقام و منزلت ام البنین در نزد شیعیان و محبان :

یکی از دلایل اصلی رفیع بودن مقام و منزلت ام البنین در این که وی یکی از همسران خوشنام اولین امام شیعیان در تاریخ بوده که  حتی پس از شهادت علی (ع) ، علیرغم میانسالی و بر خلاف عرف جامعه عرب تن به اردواج با هیچ مردی نداده و به شوهر متوفای خویش تا لحظه وفاتش وفادار مانده است (۶۹) .

دلیل دوم آن نیز می تواند ، نقش مادری و سرپرستی نمودن از فررندان علی(ع) و یتیمان زهرا(س) بوده باشد (۷۰) ؛ بطوری که بعد ها به دلیل همین رفتار و کردار پسندیده تا آخر عمر از جانب آنها و بخصوص حضرت زینب مورد تکریم و تجلیل قرار می گرفته است (۷۱). بطوری که بواسطه همین طرز رفتار ، فرزندان زهرا او را مادر و امامان بعدی با لقب جدّه از وی به نیکی یاد می نموده اند . در این میان بیش از همه عنایات و توجهات سیدالساجدین امام سجاد ، نسبت به این بانو ، ذکر خیر شدن از ام البنین در مجالس  محافل مختلف امامان شیعه در دوره های بعد و تجلیل نمودن ائمه از خدمات و ایثار و مهربانی این بانوی بزرگوار بوده است(۷۲) .

عامل دیگر نیز صالحه بودن و شریفه و مؤمنه زیستن ایشان در سراسر حیاتش بوده که وی را حتی درمیان همسران علی (ع) نیز ، دارای مقام و مرتبه ارجمند و والایی قرار داده است .

از همه مهم تر علت بزرگوار بودن ایشان از منظر شیعیان و دوست داران اهل بیت که ایشان مادر چهار تن از بهترین شهیدان کربلا و مادر گرامی سردار و سالار کربلا ـ حضرت ابوالفضل عباس(ع) ـ می باشد و از آنجا که در باور شیعیان ، مقام حضرت عباس(ع) به علت جانبازی نمودن و ایثار جان خویش به راه ولایت ، بس رفیع و ممتاز می باشد . به همین سبب از مادر ایشان نیز به نحو شایسته و نیکو تجلیل به عمل آمده است تا آنجا که معتقدند ، ابوالفضل عباس (ع) بسیاری از خصلت ها و داشته های نیکوی روحانی و جسمانی خویش را از مادرش ام البنین یه ارث برده بود .

ام البنین همچنین در نزد مسلمانان و حتی پیروان آزاده دیگر کیش و آئین نیز آبرو منزلتی بلند داشته و دارد . در تمجید از مقام ام البنین ، شیعه را اعتقاد بر این است که اگر انسان دردمندی ام البنین را در پیشگاه خداوند واسطه قرار دهد ، خدا غم و اندوه او را برطرف خواهد کرد . دلیل آن نیز اخلاص و ایثار این زن می باشد ؛ زیرا وی با طیب خاطر ، هستی دنیایی خود که چهار پسر رشید و دلاورش بودند را عاشقانه تقدیم مکتب خود نمود (۷۳) .

اولاد ام البنین :

بیشتر نویسندگان منابع را اتفاق نظر بر این که از بطن ام البنین ، چهار پسر رشید و نیرومند به دنیا آمده و در دامان پاکش پرورش یافته و همگی آنها در کنار برادر امامشان –حسین- جنگیده و به شهادت رسیده اند (۷۴) . در وادی امر چنین به بنظر می رسد که ایشان صاحب اولاد دختری نشده اند (۷۵) . پسران وی به ترتیب ارشدیت عبارت بوده اند از :

عباس : پسوند نام او را اکبر (۷۶) و کنیه اش را ابوالفضل نوشته اند . کنیه ابوالفضل را به دلیل جانبازی و بخشش جان و هستی خویش به او داده شده است . لقب دیگر او را سقا نگاشته اند (۷۷) . دلیل آن هم عهده دار شدن منصب سقایت خیام حرم امام حسین در کربلا و تلاش فراوان وی برای رساندن آب فرات به خیمه ها بوده است . ظاهراً به دلیل حسن جمال و صورت زیبایش به قمر بنی هاشم نیز ملقب بوده است (۷۸) .

ایشان بزرگترین پسر ام البنین (۷۹) بوده که در سال ۲۶ هجری متولد گردیده (۸۰) و در سن نوجوانی در جنگهای پدرش – علی(ع) – شرکت کرده و از نزدیک شاهد جنگاوری پدر و برادران خود بوده است . عباس سرانجام در سنین جوانی ، به عنوان سردار سپاه امام حسین (ع) در قیام کربلا شرکت کرد و قبل از شهادت امام حسین (ع) شهید و در قسمتی از سرزمین کربلا ، همان جا که مشهد او بود ( علقمه ) به خاک سپرده شد . مرقد وی در نزدیک تربت پاک امام حسین (ع) ، اینک مکان زیارتی عاشقان و شیفتگان وی در عراق می باشد . به نقل قول از طبری (۸۱) ، ایشان تتها پسر ام البنین بوده که دارای نسل و عقبه بوده است .منابع نام این پسر را عبیدا… نوشته اند (۸۲) . سن عباس در هنگام شهادت ۳۴ سال بوده است (۸۳) .عبدا… :* بنا به اظهار منابع ، وی دومین فرزند از بطن ام البنین بوده (۸۴) که پیش از شهادت برادر مهترش عباس در رکاب امام حسین جنگیده و به شهادت رسید . سن وی را در کربلا بیست و پنج سال نوشته اند (۸۵) .

جعفر ابن علی (ع) : پسوند نام او را اکبر نوشته اند (۸۶) . جعفر سومین** فرزند ام البنین بوده (۸۷) که در قیام کربلا پس از شهادت برادر کوچکترش ـ عثمان ـ به میدان جنگ رفته و شربت شهادت نوشیده است .

عثمان : بیشتر منابع وی را کوچکترین فرزند ام البنین دانسته اند (۸۸) . مقاتل الطالبین تنها منبعی که سن وی را در هنگام شهادت در کربلا ۲۱ سال نوشته است (۸۹) . به نقل از کتاب مقتل الملکی ، وی اولین برادر از نسل پسران ام البنین بود که در کربلا به شهادت رسید (۹۰) . ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه خود نام عثمان را عبدالرحمان نوشته است (۹۱) . برخی از نویسندگان حتی نام او را در کتاب خود نیاورده اند (۹۲) .

فضایل دیگر ام البنین :

جدای از خصوصیات مثبت این بانو که در متن به آن اشاره گردید ، ایشان صاحب کمالات و فضایل دیگری نیز بوده اند ؛ از جمله منابع از ایشان به عنوان بانوئی شاعره و فصیح الکلام یاد نموده اند (۹۳) . مرثیه هائی که ایشان در رثای پسران خویش و بویژه پسر ارشدش ـ ابوالفضل العباس ـ سروده و در برخی منابع آمده است ، اهمیت بسیار زیادی دارد ؛ بطوری که استاد مطهری نیز در هنگام نقل مصائب حضرت ابوالفضل و مادرش ـ ام البنین ـ از این مرثیات در سخنرانی های خود فراوان یاد کرده است (۹۴) .

منابع چنین نگاشته اند که این مرثیات و احوال روحی و معنوی و گریه های وی بقدری جانسوز بوده که حتی مروان حکم نیز هنگامی که در چنین حالتی از نزدیک ام البنین عبور می کرد ، بی اختیار می نشست و به حال ام البنین می گریست .

در اینجا به برخی از این مرثیات که در رثای فرزندان خود سروده ، اشاره می گردد :

               تدعونی ویک ام البنـــین                تذکرینی بلــیوث العریــــن

               کأنت بنون لی أدعی بهـم                 والیوم أصبحت و لامــن بنین

                أربعه مثل نســـور الربی                قد واصلوا الموت بقطع الوتین

                تنازع الخرصان اشلا اعهم                و کلهم أمسوا صــریعاً طعین

                فلیت شعری أکما اخبـروا                بأن عباساً قطـیع الیدیـــن (۹۵)

ترجمه : وای بر شما! دیگر مرا ام البنین نخوانید و مرا به یاد شیران بیشه میاندازید . من پسرانی داشتم که بخاطر آنها به من ام البنین می گفتند و امروز در حالی بسر می برم که پسرانم وجود ندارند . چهار پسری که همچون عقابهای بلند پرواز بودند . با پاره شدن رگهای قلبشان به شهادت رسیدند . نیزه ها به جنگ اعضای بدن آنها آمد و در نتیجه همگی آنها به خاک افتادند . ای کاش می دانستم که آیا این خبر درست است که گفتند ، دست عباس قطع شده است .

این بانو همچنین اشعار و مرثیات جداگانه ای نیز در رثای فرزند ارشد خود ـ عباس دارد که نمونه ای از آنها ذکر می گردد :

یا من رأی العباس کر ـ                     علی جماهیر النقد

وراه من أبناء حیـــ                         در کل لیث ذی لبد

أنبئت أن ابنی أصیـــ                       ب برأسه مقطوع ید

ویلی علی شبلی اما ـ                      ل برأسه ضرب الغمد

         لو کان سیفک فی یدیـ ـ                        ک لما دنا منه أحد …. (۹۶)

ترجمه : ای کسانی که حمله جانانه عباس (ع) را بر گله های گوسفند دیدید و نیز به دنبال او فرزندان حیدر را که هرکدام شیری است که دست از یاری اش برنمی دارد . با خبر شدم ، در حالی که بر سر پسرم ضربه وارد کرده اند که او دست در بدن نداشته است . وای بر من ! که بر سر فرزندم عمود آهنین فرود آمد . اگر شمشیر در دستت می بود ، کسی یارای نزدیک شدن به تو نداشت … .

از آنجا که این بانوی محترمه ، بی باک و نترس بوده است ، به اظهار تاریخ ، عامل مهم اهل بیت در جهت تبلیغ بر ضد دستگاه اموی وقت در دوران خفقان بنی امیه پس از قیام عاشورا به حساب می آمد (۹۷) . بطوری که اقدامات افشاگرانة وی حتی حاکم وقت اموی مدینه ـ مروان حکم ـ را نیز به ستوه آورده بود وی همچنین با سوگواری ها ، عزاداری ها و یاد نمودن از وقایع کربلا ، عامل مهمی برای زنده نگهداشتن قیام عاشورا و افشای جنایات بنی امیه در کربلا بود .

می توان از ام البنین به عنوان اولین شخصیت در صدر تاریخ اسلام یاد نمود که بدون هیچ واهمه ای ، جنایات شدید بنی امیه را در شهر مدینه برای مردم فاش می ساخت .

نتیجه گیری :

اگر چه در هنگام بررسی شخصیت و حیات این بانوی ایثارگر و آزاده ، با مجموعه ای از ابهامات و تیرگی های تاریخی ، نسبت به رخدادهای زندگانی او ، همچون ولادت ، ازدواج و در کل سرتاسر حیات وی مواجه می شویم ، ولی با عین حال باید گفت که تمامی این ابهامات و مشکلات ، لطمه ای به کار تحقیق و بررسی حیات تاریخی او وارد نمی سازد .

ام البنین زنی ولایتمدار و مادری ایثارگر بود که در زمان زندگانی پر بار همسر گرامی خویش ـ امام علی (ع) ـ پابپای او جهت تکامل مکتب راستین علوی به مبارزه پرداخت و ضمن تربیت اولادی صالح و مکتبی ، همسر خویش را نسبت به آمادگی فرزندان ، جهت ایفای رسالت مذهبی و مکتبی که در آینده در انتظار آنها بود ، خوشبین و امیدوار می ساخت .

وی پس از شهادت همسر خویش ، ضمن مرافقت و همراهی با آرمانهای امامان بعدی که تا حدی دست پرورده خود او بودند و با ایثار ثمره های گرانبهای عمر خود که در واقع همه هستی او بشمار می رفتند ، دین خود را نسبت به ادای تکلیف و تکلیف به انجام رسانید .

وی پس از قربانی کردن جگر گوشه های خویش در راه مکتب ، حتی برای یک لحظه نیز از مبارزات خود دست برنداشت و به مبارزة مکتبی خویش ، حتی در دوران خفقان بنی امیه نیز ادامه داد و نامی جاودانه در تاریخ اسلام و تشیع از خود به یادگار گذاشت .